تبليغاتX
طرفداران لاله اسکندری
بانوی زیبای ایرانی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 21:54  توسط هیچ کس  | 

 مسعود آب پرور پس از ساخت فیلم تلویزیونی «خشاب خالی» سریال «جرایم الکترونیک» را با نقش آفرینی لاله اسکندری می سازد.

به گزارش  سایت "سیما فیلم" این کارگردان که صبح دیروز فیلم تازه اش را در مقر اصلی نیروی انتظامی تهران بزرگ و حوالی ایستگاه متروی میرداماد کلید زد، تا کنون 6 قسمت از نگارش فیلمنامه «جرایم الکترونیک» را به پایان برده و آن را برای بازخوانی و تصویب به مرکز سیما فیلم تحویل داده است.

 

به گفته وی 7 قسمت باقیمانده آن نیز مراحل پایانی نگارش خود را پشت سر می گذارند که قرار است پس از یک رتوش نهایی ارائه شود.
آب پرور که فیلمنامه این سریال را با همکاری یک تیم علاقه مند به موضوع جرایم اینترنتی و تحقیق در این زمینه به نگارش در آورده، امیدوار است که تا قبل از پایان سال جاری بتواند پیش تولید آن را آغاز کند
.
این کارگردان که انگیزه اولیه ساخت مجموعه «جرایم الکترونیک» را در زمان ساخت فیلم سینمایی خود با نام «قتل آن لاین» قصد دارد در آن به جرایم رایانه ای که به موضوعاتی چون تلفن همراه، بلوتوث، کلاهبرداری های اینترنتی، جاسوسی و... بپردازد که داستان های مجزایی را شامل می شود، اما همگی این داستان ها در دایره معینی از اداره آگاهی که به این جرایم رسیدگی می کند، اشتراک دارند
.
آب پرور که فیلم تلویزیونی «بدل» با نام قبلی «زائر» و فیلم سینمایی «ساعت 25» را از سال گذشته تا کنون در مرکز سیما فیلم ساخته که هیچ کدام به نمایش عمومی در نیامده اند، «خشاب خالی» را به تهیه کنندگی ناصر شفق برای شبکه اول سیما می سازد
.
این فیلم داستان تحقق بخشیدن به یک تصمیم از سوی همسر یک پلیس است که در حین انجام وظیفه به شهادت می رسد و این افسر زن می خواهد طی تصمیمی، اقدام به نفوذ در یکی از بزرگترین باندهای مواد مخدر نماید
.
در اولین روز تصویربرداری این فیلم لاله اسکندری در نقش این افسر زن به همراه کاوه سماک باشی و آرش تاج مقابل دوربین خواهند رفت. به گفته آب پرور تصویربرداری «خشاب خالی» با مجموعه ای از جلوه های ویژه میدانی که حسن راستگو آن را به انجام می رساند، در کنار برخی جلوه های ویژه رایانه ای دیگر طی 30 تا 35 روز آینده در لوکیشن های متعدد آن به پایان خواهد رسید
.
ناگفته نماند که علاوه بر بازیگران یاد شده، محمدرضا داوودنژاد، شنبم مقدمی، رامسین کبریتی و بسیاری دیگر طی یک ماه آینده، آب پرور را در پروژه اش همراهی خواهند کرد.(آذر ۸۶)

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 17:14  توسط هیچ کس  | 

"لاله اسکندری" به جای "کمند امیر سلیمانی "در نردبامی بر آسمان
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:محمدحسین لطیفی برای سریال "نردبامی برآسمان" لاله اسکندری را جایگزین کمند امیرسلیمانی کرد.
لاله اسکندری
به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" علی غفاری، مجری طرح و مدیر تولید این سریال گفت : امیرسلیمانی در دبی سکونت دارد و برنامه های او با ما هماهنگ نشد در نتیجه، طی مذاکراتی که به انجام رسیده،  لاله اسکندری به جای وی نقش خاتون را بازی می کند.
پیشتر قرار بود که «نردبامی برآسمان» روز گذشته و در سالروز تولد خواجه نصیرالدین طوسی و روز مهندسی کلید زده شود که به علت تغییراتی در فیلمنامه و برای پرهیز از شتابزدگی، با توجه به حساسیت هایی که در سیما فیلم بر روی فیلمنامه وجود دارد، این مسأله به آینده ای نزدیک موکول شد.
«نردبامی بر آسمان» داستان زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی، منجم و ریاضیدان ایرانی در قرن نهم هجری است که بزرگترین رصدخانه ایران را 150 سال پس از خواجه نصیرالدین در سمرقند بنا می کند.
در این سریال وحید جلیلوند، مجری رادیو و تلویزیون، نقش غیاث الدین جمشید کاشانی را ایفا می کند و بازیگران شناخته شده ای چون: فرامرز قریبیان، اکبر عبدی، داریوش کاردان، انوشیروان ارجمند، برزو ارجمند، شهرام قائدی، محمدرضا داوودنژاد، عباس امیری، شبنم قلی خانی، علیرضا کمالی نژاد، زهرا سعیدی، مجید یاسر، صدرالدین حجازی، خشایار راد، امیر زمستانی، نعیمه نظامدوست، علیرضا مظفری، بهار ارجمند و مهدی عطاران حضور دارند.
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 17:8  توسط هیچ کس  | 

لاله اسکندری
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 13:50  توسط هیچ کس  | 

او بازيگري‌ تواناست‌.هر كه‌ سريال‌ خاك‌ سرخ‌ را از شبكه‌ اول‌ سيما ببيند در توانايي‌هاي‌ او شك‌

نمي‌كند.او دختري‌ هنرمند و تواناست‌ كه‌ بجز بازيگري‌ در ورزش‌، گرافيك‌ و طراحي‌ هم‌ هنرمند است‌.اولين‌ حضور او جلو دوربين‌ فيلم‌ «متولد ماه‌ مهر»ساخته‌ مسعود كيميايي‌ بود و سپس‌ ايفاي‌ نقش‌ فيلم‌ «شراره‌»كه‌ در آن‌ نقش‌ بسيار زيبايي‌ از خود ارائه‌ داد، او مي‌گويد:اگر روزي‌ بازيگر نمي‌شدم‌، در رشته‌هاي‌ ديگر هنر و ورزش‌ فعاليت‌ مي‌كردم‌، اما خوشحالم‌ كه‌ بازيگري‌ را انتخاب‌ كردم‌.
     يكي‌ ديگر از شاخصه‌هاي‌ بارز رفتاري‌ وي‌ دور بودن‌ از غرور است‌، به‌ نوعي‌ كه‌ با كبر و غرور بيگانه‌ است‌.به‌ هر حال‌ پخش‌ سريال‌ خاك‌ سرخ‌ بهانه‌اي‌ دست‌ ما داد كه‌ به‌ سراغ‌ لاله‌ اسكندري‌ برويم‌، اين‌ مصاحبه‌ را بخوانيد...

 

 متولد تربت‌ حيدريه‌
    
در 30 آذر 1354 در تربت‌ حيدريه‌ به‌ دنيا آمدم‌، در استان‌ بزرگ‌ خراسان‌...البته‌ از چهارسالگي‌ به‌ تهران‌ آمدم‌.پدرم‌ اهل‌ كاشمر و مادرم‌ اهل‌ تربت‌ حيدريه‌ هستند ولي‌ اصليتمان‌ به‌ شهرستان‌ يزد برمي‌گردد در حقيقت‌ از كوير به‌ كوير.مجرد هستم‌ و تحصيلاتم‌ را در رشته‌ گرافيك‌ دانشگاه‌ هنر و معماري‌ دانشگاه‌ آزاد تهران‌ در مقطع‌ كارشناسي‌ در سال‌ 78 به‌ پايان‌ رسانده‌ام‌.
    
     والدينم‌ دبير هستند
    
     ما پنج‌ خواهر و برادر هستيم‌، خواهر بزرگم‌ سارا، گريمور تئاتر است‌ و در تئاتر شهر كار مي‌كند.برادر بزرگم‌ سيامك‌ كه‌ آرشيتكت‌ است‌ و به‌ شكل‌ حرفه‌اي‌ عكاسي‌ مي‌كند.خواهرم‌ ستاره‌ كه‌ از من‌ بزرگتر است‌ بازيگر سينما و تلويزيون‌ و تئاتر است‌.فرزند چهارم‌ خودم‌ هستم‌ و روزبه‌ برادر كوچكترم‌ كه‌ مهندس‌ عمران‌ است‌ و در زمينه‌ طنز گه‌ گاهي‌ مطلب‌ مي‌نويسد.پدر و مادرم‌ هر دو دبير هستند، پدرم‌ دبير زيست‌شناسي‌ و مادرم‌ دبير زبان‌...
    
     كودكي‌ من‌
    
     من‌ دوران‌ كودكي‌ بسيار خوبي‌ داشتم‌، چون‌ از چهارسالگي‌ به‌ تهران‌ آمديم‌.تمام‌ تابستانها به‌ مسافرت‌ مي‌رفتيم‌، آن‌ هم‌ به‌ استان‌ خراسان‌ جهت‌ ديدن‌ اقوام‌ و آشنايان‌.من‌ هميشه‌ تابستان‌ها در كنار مادر بزرگم‌ بودم‌ و از آن‌ دوران‌ خاطرات‌ خوب‌ و شيريني‌ برايم‌ باقي‌ مانده‌.
    
     علاقه‌ به‌ هنر از بچگي‌
    
     با مقوله‌ هنر از بچگي‌ آشنا شدم‌.البته‌ هم‌ خودم‌ و هم‌ خواهر و برادرهاي‌ ديگرم‌.چون‌ پدرم‌ فرهنگي‌ بود، اكثر دوستان‌ و آشنايان‌ او از شعرا و نويسندگان‌ بودند.در ثاني‌ عمويم‌ نيز مجري‌ و تهيه‌ كنند تلويزيون‌ بود.
     پدر بزرگ‌ و پدر پدربزرگم‌ هم‌ از طراحان‌ قالي‌ بودند.پدر بزرگ‌ من‌ از طراحان‌ سرشناس‌ قالي‌ در استان‌ خراسان‌ بود.به‌ همين‌ طريق‌ در يك‌ جو و محيط هنري‌ و فرهنگي‌ پرورش‌ يافتم‌، حتي‌ يادم‌ هست‌ در دوران‌ كودكي‌ عمويم‌ كه‌ تهيه‌ كنند و مجري‌ تلويزيون‌ است‌ با دوربين‌ 8 و 16 ميلي‌متري‌ خود از ما بچه‌هاي‌ فاميل‌ فيلمبرداري‌ مي‌كرد.من‌ هم‌ مانند تمام‌ كودكان‌ در روياهاي‌ كودكانه‌ام‌ شغل‌ آينده‌ام‌ را سينما و بازيگري‌ مي‌ديدم‌.تا اين‌ كه‌ به‌ دبيرستان‌ رفتم‌ و بين‌ من‌ و روياهايم‌ فاصله‌اي‌ افتاد.در دوران‌ دبيرستان‌ در رشته‌ تجربي‌ تحصيل‌ كردم‌، سالها نيز نقاشي‌ مي‌كردم‌، تا اينكه‌ در رشته‌ هنر در دانشگاه‌ پذيرفته‌ شدم‌ و من‌ هم‌ چون‌ نقاشي‌ را دوست‌ داشتم‌ در گرافيك‌ تحصيل‌ كردم‌.در طول‌ تحصيل‌ نيز با پيشنهادات‌ جهت‌ بازي‌ مواجه‌ بودم‌ اما هميشه‌ با اين‌ پيشنهادها مقابله‌ كردم‌، چون‌ فكر مي‌كردم‌ فقط بايد در رشته‌ تحصيلي‌ خودم‌ فعاليت‌ كنم‌.اما بعد فكر كردم‌ كه‌ اين‌ رشته‌هاي‌ هنري‌ به‌ نوعي‌ با هم‌ در ارتباطتند و اولين‌ تجربه‌ام‌ در يك‌ كار كوتاه‌ در سال‌ 76 بود كه‌ براي‌ سينماي‌ مستند و تجربي‌ ايفاي‌ نقش‌ كردم‌.در آن‌ كار نقش‌ جوانيهاي‌ خانم‌ صامي‌نژاد را ايفا كردم‌ چون‌ آن‌ كار در مورد اولين‌ فيلم‌ سينمايي‌ ايران‌ با نام‌ «دخترلر»بود و خانم‌ صامي‌نژاد بازيگر آن‌ فيلم‌ در آن‌ سالها بود.اما به‌ طور جدي‌ و حرفه‌اي‌ اولين‌ حضورم‌ در «متولد ماه‌ مهر»كار احمدرضا درويش‌ بود كه‌ حدودا 10 سكانس‌ بود.
    

 

 
  •  او بازيگري‌ تواناست‌.هر كه‌ سريال‌ خاك‌ سرخ‌ را از شبكه‌ اول‌ سيما ببيند در توانايي‌هاي‌ او شك‌

    نمي‌كند.او دختري‌ هنرمند و تواناست‌ كه‌ بجز بازيگري‌ در ورزش‌، گرافيك‌ و طراحي‌ هم‌ هنرمند است‌.اولين‌ حضور او جلو دوربين‌ فيلم‌ «متولد ماه‌ مهر»ساخته‌ مسعود كيميايي‌ بود و سپس‌ ايفاي‌ نقش‌ فيلم‌ «شراره‌»كه‌ در آن‌ نقش‌ بسيار زيبايي‌ از خود ارائه‌ داد، او مي‌گويد:اگر روزي‌ بازيگر نمي‌شدم‌، در رشته‌هاي‌ ديگر هنر و ورزش‌ فعاليت‌ مي‌كردم‌، اما خوشحالم‌ كه‌ بازيگري‌ را انتخاب‌ كردم‌.
         يكي‌ ديگر از شاخصه‌هاي‌ بارز رفتاري‌ وي‌ دور بودن‌ از غرور است‌، به‌ نوعي‌ كه‌ با كبر و غرور بيگانه‌ است‌.به‌ هر حال‌ پخش‌ سريال‌ خاك‌ سرخ‌ بهانه‌اي‌ دست‌ ما داد كه‌ به‌ سراغ‌ لاله‌ اسكندري‌ برويم‌، اين‌ مصاحبه‌ را بخوانيد...

        
             خاطره‌اي‌ از اولين‌ حضور
        
        
    در اولين‌ سكانسي‌ كه‌ در «متولد ماه‌ مهر»حضور داشتم‌ و قرار بود بازي‌ كنم‌ يادم‌ هست‌ سكانس‌ بسيار پيچيده‌اي‌ از نظر حركتي‌ و تكنيكي‌ بود.من‌ بايد از بين‌ 40 تا 50 نفر سياهي‌ لشكر از پله‌هاي‌ دانشگاه‌ بالا مي‌آمدم‌ و چون‌ دوربين‌ روي‌ ريل‌ حركت‌ مي‌كرد و با دوربين‌ 35 ميليمتري‌ كار مي‌شد، من‌ بايد دقيقا در جاهايي‌ كه‌ علامت‌ گذاري‌ شده‌ بود مي‌ايستادم‌ و بعد دوباره‌ حركت‌ مي‌كردم‌ و دوربين‌ نيز حركت‌ مي‌كرد.رعايت‌ اين‌ علامتگذاريها جهت‌ ايستادن‌ بسيار مشكل‌ بود و ما بر سر اين‌ سكانس‌، تمرين‌ زيادي‌ انجام‌ داديم‌ و چون‌ اين‌ اولين‌ سكانس‌ بود سكانسهاي‌ بعدي‌ برايم‌ بسيار راحتر شد.البته‌ من‌ از قبل‌ با مقوله‌ سينما آشنا بودم‌ چون‌ در چند پروژه‌ به‌ عنوان‌ طراح‌ صحنه‌ كار كرده‌ بودم‌.در تئاتر شهر هم‌ در كنار خواهرم‌ تجربه‌ گريم‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ بودم‌.
        
         حركت‌ رو به‌ جلو
        
         همه‌ حركت‌ را به‌ جلو رو درست‌ دارند.من‌ هم‌ حركت‌ رو به‌ جلو و پيشرفت‌ كردن‌ را دوست‌ دارم‌.دوست‌ دارم‌ در كارم‌ كاملا موفق‌ باشم‌ و به‌ شناخت‌ كامل‌ برسم‌.در حقيقت‌ بازيگري‌ كشف‌ زواياي‌ پنهان‌ آدمي‌ است‌.و به‌ هنرپيشه‌ اين‌ امكان‌ و فرصت‌ را مي‌دهد كه‌ اين‌ زواياي‌ ناشناخته‌ را كشف‌ كند به‌ اضافه‌ اينكه‌ يك‌ بازيگر مي‌تواند در اين‌ شرايط خودش‌ و محيط اطرافش‌ را بشناسد و كشف‌ كند.
        
         اول‌ راه‌ هستم‌
        
         من‌ تازه‌ در اول‌ راه‌ هستم‌، ولي‌ نسبت‌ به‌ اين‌ چند تجربه‌ جوابم‌ مثبت‌ است‌، بخصوص‌ در پروژه‌ خاك‌ سرخ‌.در يك‌ سالي‌ كه‌ در پروژه‌ خاك‌ سرخ‌ بودم‌ برايم‌ معادل‌ چندين‌ سال‌ زندگي‌ بود.طول‌ اين‌ تجربه‌ يك‌ ساله‌ كم‌ بود اما عرض‌ اين‌ تجربه‌ بسيار زياد بود.هم‌ از لحاظ حجم‌ كاري‌ و هم‌ از لحاظ شناخت‌ شخصيت‌ خودم‌.در كل‌، خاك‌ سرخ‌ خيلي‌ از ناشناخته‌ها را برايم‌ آشكار كرد، خاك‌ سرخ‌ كار مشكلي‌ براي‌ من‌ بود، يك‌ سال‌ كار فشرده‌ و 9 ماه‌ فيلم‌ برداري‌.پروژه‌ خيلي‌ سنگيني‌ بود.البته‌ اصولا كار جنگي‌ كار سخت‌ و دشواري‌ هست‌.كار كردن‌ با ابراهيم‌ حاتمي‌كيا زياد زياد هم‌ آسان‌ نيست‌، چون‌ حاتمي‌كيا كارگردان‌ دقيق‌ و سخت‌گير است‌ ولي‌ كارش‌ را خوب‌ و عالي‌ مي‌داند و در ژانري‌ كه‌ كار مي‌كند جزء كارگردانهاي‌ بسيار موفق‌ است‌.
        
         دوست‌ دارم‌ يك‌ نقش‌ تاريخي‌ بازي‌ كنم‌
        
         دوست‌ دارم‌ ژانرهاي‌ مختلف‌ را امتحان‌ كنم‌.اما بيشتر دوست‌ دارم‌ بعد از اين‌ چند كار در يك‌ نقش‌ اكتيوو فعال‌ بازي‌ كنم‌.اگر كار تاريخي‌ هم‌ پيشنهاد شود بدم‌ نمي‌آيد اما باز همان‌ فاكتورهاي‌ انتخاب‌ از قبيل‌ فيلمنامه‌ و كارگردان‌ را در نظر مي‌گيرم‌.دوست‌ دارم‌ خودم‌ باشم‌.
         الگوي‌ خاصي‌ در بازيگري‌ ندارم‌، سعي‌ كردم‌ خودم‌ باشم‌ و با در نظرگرفتن‌ و موقعيتهاي‌ مكاني‌، زماني‌ و جغرافيايي‌ به‌ اين‌ شخصيتها معنا ببخشم‌.
        
         سينما يا تلويزيون‌
        
         سينما را ترجيح‌ مي‌دهم‌.اما آن‌ فاكتورها را كه‌ قبلا گفته‌ بودم‌ هم‌ در نظر مي‌گيرم‌، به‌ طور مثال‌ برد و طيف‌ مخاطب‌ خاك‌ سرخ‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پروژه‌ تلويزيوني‌ بسيار بيشتر از پروژه‌هاي‌ سينمايي‌ من‌ بود.از اين‌ كه‌ در اين‌ پروژه‌ تلويزيوني‌ حضور داشتم‌ خوشحالم‌.الان‌ هم‌ در پروژه‌ سينمايي‌ «اين‌ زن‌ حرف‌ نمي‌زند»به‌ كارگرداني‌ احمد اميني‌ مشغول‌ هستم‌.
        
         من‌ مشهور نيستم‌
        
         من‌ به‌ شهرت‌ نرسيده‌ام‌ و تا شهرت‌ فاصله‌ زيادي‌ دارم‌.اما شانس‌ در رسيدن‌ انسانها به‌ شهرت‌ نقش‌ موثري‌ دارد.شهرت‌ همون‌ قدر كه‌ مي‌تواند مفيد و كمك‌ كننده‌ باشد، مي‌تواند دست‌ و پاگير هم‌ باشد.اما باز هم‌ مي‌گويم‌ هنوز به‌ شهرت‌ نرسيده‌ام‌ كه‌ بتوانم‌ جواب‌ شما را بدهم‌.
        
         تئاتر را دوست‌ دارم‌
        
         البته‌ من‌ كارهاي‌ پشت‌ صحنه‌ تئاتر را به‌ نوعي‌ تجربه‌ كردم‌ مانند گريم‌، اما دوست‌ دارم‌ بازيگري‌ تئاتر را هم‌ تجربه‌ كنم‌.چندين‌ پيشنهاد هم‌ داشته‌ام‌ اما متن‌ها و نقشهاي‌ پيشنهادي‌ را نپسنديدم‌.
        
         اوقات‌ فراغت‌
        
         در زمينه‌ تحصيلي‌ خودم‌ فعاليت‌ مي‌كنم‌ يعني‌ گرافيك‌.البته‌ نه‌ به‌ طور دقيق‌ چون‌ كارم‌ در زمينه‌ طراحي‌ و معماري‌ داخلي‌ است‌ اما از گرافيك‌ در اين‌ كار نيز استفاده‌ مي‌كنم‌.البته‌ بعد از بازي‌ در خاك‌ سرخ‌ به‌ مدت‌ يكسال‌ و نيم‌ كار بازيگري‌ نكردم‌ و در اين‌ مدت‌ يك‌ نمايشگاه‌ به‌ اتفاق‌ يكي‌ از دوستانم‌ در گالري‌ گلستان‌ در زمينه‌ نقاشي‌ و معماري‌ داخلي‌ داير كردم‌.اوقات‌ فراغتم‌ هم‌ در اين‌ زمينه‌ فعاليت‌ مي‌كنم‌.
        
         اهل‌ موسيقي‌ پاپ‌ نيستم‌
        
         راستش‌ را بخواهيد، من‌ موسيقي‌ محلي‌ و سنتي‌ را دوست‌ دارم‌، در زمينه‌ موسيقي‌ خارجي‌ نيز موسيقي‌ ملل‌ را مي‌پسندم‌ و زياد هم‌ اهل‌ پاپ‌ نيستم‌.
        
         در دو ميداني‌ مدال‌ كسب‌ كردم‌
        
         زماني‌ بسيار جدي‌ در دبيرستان‌ دو ميداني‌ و قواي‌ جسماني‌ كار مي‌كردم‌.چندين‌ مدال‌ و مقام‌ در سطح‌ كشور نيز دارم‌ اما در دوران‌ دانشگاه‌ و بعد از دانشگاه‌ به‌ علت‌ مشغله‌ كاري‌ نتوانستم‌ به‌ طور جدي‌ كار كنم‌ و ادامه‌ بدهم‌، ورزشهاي‌ مورد علاقه‌ام‌ شناست‌ چون‌ درون‌ آب‌ است‌ و آب‌ مايع‌ حيات‌.فوتبال‌ را هم‌ دوس‌ دارم‌ و بازيهاي‌ ملي‌ را دنبال‌ مي‌كنم‌، چون‌ فوتبال‌ در ايران‌ و ساير كشورها جايگاه‌ ويژه‌اي‌ دارد.
        
         آرزوي‌ لاله‌ اسكندري‌
        
         آرزو مي‌كنم‌ سلامت‌ باشم‌.چون‌ اگر سالم‌ و سلامت‌ باشم‌ مي‌توانم‌ كار كنم‌ و مستقل‌ باشم‌ و روي‌ پاي‌ خودم‌ بايستم‌ و در كنار اين‌ كار كردن‌ به‌ انسان‌هاي‌ ديگر كمك‌ كنم‌ و در پايان‌ آرزوي‌ موفقيت‌ براي‌ تمام‌ مردم‌ كشور خوبمان‌ .

  • + نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 13:46  توسط هیچ کس  | 

    منبع: جام جم.

    او خيلي خوب توانسته بود مليحه در رقص پرواز را بشناسد و او را به نوعي خلق کند. با او در شبي به گفتگو نشستيم که آخرين قسمت اين سريال پخش شد. رقص پرواز براي اسکندري کار شيرين و قابل دفاعي بود.

    از حضورتان در سريال رقص پرواز بگوييد.

     توليد سريال رقص پرواز از تابستان سال 84شروع شد و من هم جزو آخرين افرادي بودم که به اين طرح پيوستم . البته در ابتدا چندان مايل نبودم در اين کار حضور پيدا کنم ؛ اما بعد پذيرفتم .

    چرا؟

    بازي در فضاي جنگي ، آن جذابيت را برايم نداشت ؛ اما در نهايت به خاطر متن و عوامل خوبي که در کار حضور داشتند، پذيرفتم .

     اين مجموعه جزو اولين کارهاي شما به حساب مي آيد. از بازي خودتان راضي بوديد؟

    البته رقص پرواز جزو کارهايي است که من در ميانه بازيگري ام انجام داده ام و فکر مي کنم با توجه به حضور گلاب آدينه به عنوان بازيگردان کار، بازي نسبتا خوبي را به نمايش گذاشتم . بخصوص اين که من تجربه کار با بازيگردان را در خاک سرخ هم داشتم . در هر حال ، رقص پرواز جزو کارهاي خوب من است و دوستش دارم .

    رقص پرواز را پس از خاک سرخ کار کرديد، درست است؟

    بله .

    با توجه به اشاره اي که اين سريال (رقص پرواز) به جنگ داشت ، چقدر توانستيد آن فضا را درک کنيد و حس تان را به مخاطب تان انتقال دهيد؟

    به هر حال به دليل تجربه قبلي ام (خاک سرخ )، با اين نوع از کار آشنا بودم . رقص پرواز يک عاشقانه جنگي بود که نشان مي داد جنگ ناخواسته همه را درگير خودش مي کند و هيچ گريزي از آن نيست . من تلاش خودم را کردم تا بازي ام مصنوعي نشود و مخاطب در همه لحظه ها با من همراه شود.

    به هرحال فکر مي کنم آنهايي که با فضاي جنگ آشنا بودند، توانستند واقعيت زندگي مليحه را درک و با او ارتباط برقرار کنند.

    نقش مليحه چه ويژگي تازه اي براي شما داشت؟

    مليحه شخصيت محکمي داشت من هم کاراکترش را دوست داشتم فکر مي کنم در سال هاي اخير جزو موفق ترين کارها بوده است . به هر حال تجربه جديد و قابل دفاعي برايم بود.

    خاک سرخ و رقص پرواز هر دو موضوع مشترکي را دنبال مي کردند که آن هم جنگ بود اما مي خواهم بدانم چه تفاوت و شباهتي بين رقص پرواز و خاک سرخ قائل هستيد؟

    شايد تنها شباهت شان پرداختن به دوران جنگ باشد اما هر کدام به تنهايي زواياي مختلفي از آن دوران را بررسي کرده بودند مثلا فضاي رقص پرواز، فضاي ارتباطات آدم هاست و در کل سريال شما اسلحه اي دست کسي نديديد. علاوه بر آن فکر مي کنم بيننده با ديدن اين کار هيچ خلايي احساس نمي کرد چون ريتم و مونتاژ کار بسيار مناسب بود.

    درباره خاک سرخ هم نمي شود ارزش هاي آن را ناديده گرفت ؛ چون اين کار هم جزو بهترين کارهاي ژانر دفاع مقدس بود و حتي براي کساني که جنگ را تجربه نکرده بودند، خيلي واقعي و ملموس بود براي خودم هم چون اولين حضور پررنگم در قاب تلويزيون بود، بسيار دوست داشتني است.

    فکر مي کنيد رقص پرواز توانست در همين 7 - 6 قسمت تمام حرفش را بزند؟

    فکر مي کنم. البته در زمان تصويربرداري اين کار دوست داشتم قسمت هاي بيشتري ضبط مي شد. مثلا به جاي هفت قسمت ، به 13 قسمت تغيير پيدا مي کرد اما آقاي مرادپور اعتقادشان براين بود که همين 6 -  7 قسمت کفايت مي کند. به هر حال همين که مخاطب رقص پرواز را ديده و با آن ارتباط برقرار کرده ، يعني اين که اين مجموعه به هدف خود رسيده است.

    اصلا بازي در يک سريال جنگي چقدر سخت است؟

    قطعا انرژي بيشتري را مي طلبد. بخصوص اين که ما در شرايط آب و هوايي سختي هم کار مي کرديم . در قزوين و در سرماي 20درجه زير صفر. ولي خدا را شکر نتيجه زحمت مان راضي کننده بود و فکر مي کنم خستگي از تن عوامل آن بيرون رفت .

    چه شد که بعد از خاک سرخ باز هم تمايل پيدا کرديد در يک کار جنگي حضور پيدا کنيد؟

    وقتي استحکام فيلمنامه و عوامل خوب را ديدم ، احساس کردم رقص پرواز يک کار هدفمند است . وقتي هم که کار شروع شد، متوجه نکته سنجي و توجه آقاي مرادپور شدم و مطمئن شدم قرار است اتفاق خوبي بيفتد. ضمن اين که آقاي مرادپور قبلا سجاده آتش را بر اساس همين فضا ساخته بودند به هرحال از اعتمادي که به ايشان کردم ، راضي هستم و خوشحالم .

    بازي آقاي مهدي هاشمي در اين کار بسيار ديده شده و ايشان توانستند بازي قابل توجهي را به نمايش بگذارند. به عنوان بازيگر مقابل او، چه احساسي داشتيد؟

    خب به لحاظ بازي ، بار کمدي داستان بر دوش ايشان بود و من هم بار ملودرام و عاطفي را به دوش مي کشيدم . اما با وجود اين که کاراکترهايمان متفاوت بود، مشکلي نداشتيم . يادم مي آيد در همان زمان تصويربرداري من به آقاي هاشمي گفتم شما مي خندانيد و من مي گريانم . موقعي که داستان به سمت ملودرام مي رفت ، به دليل عواطف و احساساتي که مربوط به مليحه مي شد، حضور مليحه پر رنگ تر مي شد و در قسمت هاي کمدي هم که آقاي هاشمي با بازي خوب شان توانستند ارتباط خوبي با مخاطب برقرار کنند. بويژه اين که تا پيش از آن شخصيت هايي مثل ياوري و مليحه را کمتر ديده بوديم . به هر حال تضاد رفتاري اين دو بسيار ديده شد و جالب بود.

    خانم اسکندري ، خودتان کدام يک از سکانس ها را دوست داشتيد؟

    کل مجموعه برايم جالب و دوست داشتني بود ولي سکانس آشنايي با دکتر ياوري در قطار و سکانس بعد از اتاق عمل که همه چيز تعريف مي شود را خيلي دوست داشتم . بعلاوه با توجه به کمبود امکاناتي که وجود داشت ، فکر مي کنم سکانس پاياني (يعني همان باز شدن در هواپيما) هم خوب از آب در آمده بود.

    حس خودتان از اين سکانس چه بود؟

    با توجه به کمبود امکاناتي که داشتيم ، کار سختي بود. به لحاظ حسي هم خيلي برايم غم انگيز بود. مليحه پس از اين همه تلاشي که براي يافتن وحيد کرد، در آخر فقط جسد او را ديد و در نهايت حتي جسدش هم برايش باقي نماند و اين خيلي سخت است که معشوقي به دنبال عشقش برود و او را اين گونه از دست بدهد. البته آن ديالوگ ياوري هم که مي گفت «مرده پرستي نکن »، خيلي به حس و بازي من کمک مي کرد.

    فکر مي کنيد رقص پرواز تا چه حد به واقعيت نزديک بود؟

    شخصيت هاي اين کار کاملا واقعي بودند. ما در ارتباطي که با مردم جنوب داشتيم ، عنوان مي کردند ما نفهميديم جنگ چگونه شروع شد و چه طور اتفاق افتاد. در اين کار هم شخصيت هايي را ديديم که بي دفاع بودند و ناخودآگاه درگير جنگ و مسائل آن شدند. مثل دکتر ياوري که از او دعوت شده بود تا در جبهه حضور يابد يا حتي خود مليحه که تنها به دنبال نامزدش آمده بود و از اين نظر عاطفه و احساسات مليحه به عنوان يک دختر شهرستاني کاملا باورپذير شده بود. حتي ما در واقعيت آدم هاي زيادي مثل دکتر مولايي (شهاب حسيني) داشتيم که داوطلبانه رفتند و شهيد شدند. بنابراين همگي اين شخصيت ها در واقعيت مصداق داشتند.

    رقص پرواز با وقفه زيادي پخش شد؟

    بله . اين کار در سال 84آماده پخش بود ولي به دلايلي که من هم از آن بي اطلاع هستم ، پخش نشد. ما از همان سال منتظر اين کار بوديم که ميسر نشد تا جايي که عوامل از پخش آن نااميد شدند. در ابتدا هم قرار بود در هفته دفاع مقدس پخش شود که باز هم نشد. تا اين که بالاخره امسال و در اين دهه روي آنتن رفت .

    خوشبختانه چون قصه اين کار به روز نبود، احتمال اين لطمه خوردن کم بود ولي دير پخش شدن آن اصلا اتفاق خوبي نبود، اما خوشحالم از اين که با اين همه وقفه ، باز هم توانست مخاطب خود را پيدا کند.

    حالا که پس از چند سال بالاخره حاصل زحمتتان را در رقص پرواز ديديد چه حسي نسبت به آن داريد؟

    به نظرم کار دوست داشتني اي از آب درآمده بود. اصولا ما هر کاري را براي مخاطب انجام مي دهيم و اگر مخاطب با کاري نتواند ارتباط برقرار کند، خب جاي تاسف دارد، اما رقص پرواز يک کار گروهي و آبرومندانه بود.

    چه نمره اي به بازي خودتان در اين کار مي دهيد؟

    به نظرم 17نمره خوبي باشد.

    با پايان اين کار موافق بوديد؟ فکر مي کنيد پايان خوبي داشت؟

    کليت داستان به نظرم غافلگيرکننده بود؛ چون همه انتظار پاياني ديگر و متفاوت تر را داشتند. تخيلات مليحه رفت و برگشت هاي زماني همه و همه از نقاط مثبت اين سريال به حساب مي آمد. در تمام کارها مي بينيم که در زمان حال هستيم و به زمان گذشته فلش بک مي زنيم ولي در اين سريال فلش فوروارد زده مي شود. فکر مي کنم هيچ چيز اضافه اي در اين کار وجود نداشت و پايانش هم بسيار عالي و زيبا بود.

    رقص پرواز...؟

    يک عاشقانه جنگي .

    مليحه ...؟

    دختري باجسارت .

    اگر باز هم کاري در اين زمينه و از اين جنس به شما پيشنهاد شود، قبول خواهيد کرد؟

    نمي دانم . بستگي به شرايط آن کار دارد. اين که چه کسي کارگردان است و قصه تا چه حد باورپذير و قابل تامل است .

    لاله اسکندري در عرصه بازيگري نيازمند به دست آوردن چه چيزي است؟

    تجربه کردن . آن هم در زمينه هاي مختلف . در اين صورت مي توانم ادعاي بازيگر بودن را داشته باشم .

    کارگردان هاي محبوب شما؟

    تقوايي ، بيضايي ، مهرجويي ، بني اعتماد و... هميشه از ديدن کارهاي اين بزرگان لذت برده ام .

    + نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 13:31  توسط هیچ کس  | 

    لاله اسکندری متولد 30 آذر 1354 و فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه آزاد اسلامی است وی کار بازیگری را به صورت حرفه ای از سال 78 با نقش کوتاهی در فیلم سینمایی متولد ماه مهر آغاز کرده است. اسکندری در اولین کار تلویزیونی خود یعنی خاک سرخ در مقابل دوربین ابراهیم حاتمی کیا خوش درخشید و توانست جایگاه ویژه ای در عرصه بازیگری برای خود در نظر بگیرد. ایشان در خیالان فلسطین زندگی می کند که منزلی به سبک سنتی با آثار هنری خود لاله مزین شده است.
    سوال: به نظر شما بزرگترین سرمایه یک هنرمند چیست؟
    لاله اسکندری: فکر می کنم شخصیت و ذات خود اون آدم, به نظر من چه هنرمند و چه غیر هنرمند خیلی متفاوت نیست. فقط هنرمند باید یک مقدار خلاق تر باشد وگرنه شخصیت و ذات برای همه سرمایه بزرگی است.
    سوال: خالصانه ترین حضور شما در چه عرصه ای بوده است؟
    لاله اسکندری: طبعا نقاشی, وقتی آدم کار نقاشی می کند هیچ چشم داشتی در مقابل آن ندارد. البته در سینما و بازیگری درست است که از ابتدا بحث قرارداد و دستمزد مطرح می شود اما هنگامی که مشغول بازی هستی باید از این دغدغه به دور باشی تا بتوانی کار واقعی انجام دهی.
    سوال: در مقابل چه چیزهایی سرسختی نشان می دهید؟
    لاله اسکندری: در مقابل باورها و عقایدم
    سوال: کلا آدم سر سختی هستید یا انعطاف پذیر؟
    لاله اسکندری: نه.....زیاد انعطاف پذیر نیستم در بعضی مسائل چرا مثلا در محیط جمعی کار سعی می کنم خودم را با شرایط سازگار کنم اما در کل آدم انعطاف پذیری نیستم.
    سوال: تا حالا احساس ناتوانی کردید؟
    لاله اسکندری: بله یادم می آید در سریال خاک سرخ در خرمشهر که کار می کردیم خانه هایی که در فیلم دیدید خراب بود به خاطر کار ما خراب نشده بود بلکه آن فضا کاملا واقعی بود. دیدن آن فضا بیکاری مردم آ«جا باور کنید بچه هایی که با من بازی می کردند 70 درصدشان تلویزیون نداشتند و می گفتند ما این سریال را چطور ببینیم و آدم وقتی کاری نمی تواند بکند تنها احساس ناتوانی می کند.
    سوال: در نقشهایی که ایفا کردید کدام یک را به شخصیت خودتان نزدیک تر می دانید؟
    لاله اسکندری: اکثر با من متفاوت بودند اما به هر حال در هر نقشی آدم فسمت هایی از وجود خود را می یابد که شاید تا ان روز ناشناخته بوده است
    سوال: کدام یک از نقش هایی که ایفا کردید در زندگی شما تاثیر بیشتری گذاشته است؟
    لاله اسکندری: لیلا با اینکه با من خیلی فاصله داشت اما حضور چشم گیری در زندگجی من داشت. البته من تمام نقش هایی را که ایفا کردم دوست دارم مثلا کاری که سال گذشته با آقای سجادی کردم که هنوز اکران نشده در نقش یک دختر روان پریش حضور دارم که برایم تجربه بسیار جدید و جالبی است
    سوال: تا کنون برای ایفای یک نقش خودتان را تحسین کردید/
    لاله اسکندری: بعضی جاها بله...بوده من در خاک سرخ زمانی که پخش می شد خیلی مواقع با لیلا بغض می کردم. دیدن کار با مونتاژ و موسیقی لطف آن را دو چندان می کند.
    سوال: نقاشی برای شما جذاب تر است یا بازیگری؟
    لاله اسکندری: خب, زمانی که می خواهم در خلوت خودم باشم نقاشی و زمانی که ترجیح می دهم در جمع حضور داشته باشم بازیگری هر دوی آنها را دوست دارم.
    سوال: خانم اسکندری از چه زمانی دوست داشتید بازیگر شوید؟
    لاله اسکندری: راستش من حدود 4 ساله بودم که با خواهرم ستاره که حدود 5 ساله بود در مقابل دوربین 8 میلیمتری عمویم که تهیه کننده بودند برای اولین بار بازی کردیم اما آن زمان بازیگری دغدغه من نبود به ورزش و نقاشی بیشتر علاقه داشتم.
    سوال: ورزش هم می کردید؟ چه ورزشی؟
    لاله اسکندری: بله من عضو تیم قوای جسمانی مدرسه بودم و برای دوی سرعت چند مدال هم گرفته بودم. 7 سالی هم کار کردم اما متاسفانه دیگر ادامه ندادم.
    سوال: نقشی هست که دلتان بخواهد آن را ایفا کنید؟
    لاله اسکندری: نه, خیلی اینجوری نگاه نمی کنم. من آدم واقع بینی هستم.
    سوال: تا حالا تحت تاثیر یک فیلم گریه هم کردید؟
    لاله اسکندری: بله خیلی. من زیاد تحت تاثیر فیلم ها قرار می گیرم.
    سوال: خانم اسکندری اگر همین الان به شما خبر بدهند که یک میلیارد تومان پول از بانک برنده شدید چه کار می کنید؟
    لاله اسکندری: مثل همه آدم ها خوشحال می شود بخشی از پول را صرف نیازهای خودم می کنم بخشی هم نیازهای آدم هایی که دوستشان دارم و باقیمانده آن را رف یک سفر جهانگردی
    سوال: شخصیت کارتونی مورد علاقه شما چه شخصیتی بود؟
    لاله اسکندری: سیندرلا, مثل همه دخترهای آن زمان. اما کارتون های زیبای خفته, پسر جنگل , پلنگ صورتی و خانواده دکتر ارنس هم بود. من کارتو خیلی دوست داشتم الان هم اگر فرصت کنم نگاه می کنم
    سوال: کارگردانی که به کارش اعتقاد داشته باشید و بی چون و چرا در فیلم ایشان حاضر به بازی باشید برای ما نام می برید؟
    لاله اسکندری: خب, دوستانی هستند که حتی جوان هستند و من حاضر هستم در فیلمشان بازی کنم البته به کارهای آقای بیضایی, آقای مهرجویی, خانم بنی اعتماد و ...هم علاقمندم اما فیلمنامه اولین معیار من برای پذیرش یک نقش است چرا که یک فیلمنامه خوب به دست هر کارگردانی قابل اجراست و بهترین کارگردان هم نمی تواند از یک فیلمنامه ضعیف شاهکار بسازد.
    سوال: از کتابخانه پشت سرتان پیداست که زیاد اهل مطالعه هستید؟
    لاله اسکندری: بله من مطالعه رمان داستانهای کوتاه و شعر آن هم از نوع شعر نو را خیلی دوست دارم
    سوال: محبوبترین اسباب بازی دوران کودکی شما چی بود؟
    لاله اسکندری: عروسکی داشتم که متاسفانه یکی از اقوام آن را برد و دیگر هم نیاورد من سال پنجم دبستان یک تصادف خیلی سخت داشتم و خانواده برایم یک عروسک پارچه ای با صورت و دست های پلاستیکی که صدا هم داشت هدیه گرفتم تا سال 69-70 هم آن را داشتم و خیلی هم برایم محبوب بود.
    سوال: اولین کتابی که خواندید به خاطر دارید؟
    لاله اسکندری: تو کادر قفس و ماهی سیاه کوچولو بود که مادرم برای من و ستاره گرفت حدود 5 ساله بودم که مادرم آن کتاب ها را برای ما خواند.
    سوال: اسم معلم کلاس اولتان را به یاد دارید؟
    لاله اسکندری: بله من دبستان اتفاق می رفتم کلاس اول خانم اولا آور, کلاس دوم خانم عطایی و کلاس سوم خانم وکیلی معلم های من بودند. متاسفانه نام معلم های چهارم و پنجم را به خاطر ندارم.
    سوال: بزرگترین تفریح شما چیست؟
    لاله اسکندری: اگر فرصت باشد سفر.
    سوال: اخرین سفری که رفتید کجا بود؟
    لاله اسکندری: سال گذشته به ارمنستان رفتم که خیلی برایم جالب بود
    سوال: بیشتر به دیدن کشورها و مناطق تاریخی علاقمند هستید یا به دیدن مکان های مدرن و پیشترفته؟
    لاله اسکندری: مکان های تاریخی و قدیمی برای من خیلی جذاب و دیدنی است. متاسفانه هنوز نتوانستم خیلی از شهرهای ایران منجمله غرب ایران را ببینم که خیلی هم دوست دارم به تمام آن نقاط سفر داشته باشم.
    سوال: اگر بدانید یک ساعت دیگر بیشتر زنده نیستید چه کار می کنید؟
    لاله اسکندری: قطعا فرصتی برای انجام کار خاصی نیست. فقط با آنهایی که دوستشان دارم خداحافظی می کنم و فکر می کنم آماده شدن برای پذیرش این موضوع دشواریست چرا که باید از زندگی که به آن عادت داریم جدا شویم و پا به محیطی ناشناخته بگذاریم.
    سوال: معیار اصلی شما برای ازدواج چیست؟
    لاله اسکندری: قطعا مهمترین معیار درک شخص مقابل از حرفه و احساسات من است.
    سوال: دوست دارید صاحب چند فرزند هم بشوید؟
    لاله اسکندری: با اینکه مردم بچه دار شدن را مسئله راحتی می پندارند ولی به نظر من مسئولیت دشواریست البته در شرایط خاص باید به این سوال پاسخ گفت.
    سوال: ماندگارترین جمله ای که شنیده اید؟ یا حتی یک بین شعر که در ذهن شما جاودانه شده است؟
    لاله اسکندری: شعر ابراهیم در آتش از احمد شاملو که می گوید: من بودم و شدم/ نه زان گونه که غنچه گلی یا دانه ای که برگی/ راست بدان گونه که عامی مردی شهیدی تا آسمان بر او نماز کند. این شعر برای من همیشه سرمشق بوده است.
    سوال: کلا آدم احساساتی هستید؟
    لاله اسکندری: بله خیلی با اینکه همیشه سعی می کنم با عقلم حرکت کنم ولی ما شرقی ها ذاتا احساساتی هستیم.
    سوال: اهل فوتبال هم هستید؟
    لاله اسکندری: قبلا که ورزش می کردم خیلی پیگیر فوتبال بودن الان کمتر
    سوال: قرمز یا آبی؟
    لاله اسکندری: شدیدا آبی و استقلالی. من جزو گروهی هم بودم که به ورزشگاه رفتیم و بازی ایران و بحرین را دیدیم. به همراه خانم نونهالی و خانم ذکریا و خانم حمیدی و ....
    سوال: نزدیکترین دوست بازیگر شما چه کسی است؟
    لاله اسکندری: شهرزاد جوهری و کمند امیرسلیمانی البته بیتشر دوستان قدیمی من بازیگر نیستند.
    سوال: پس قدیمی ترین دوست شما چه کسی است؟
    لاله اسکندری: شبنم حسینی خواهر شهاب حسینی که از 12 الی 13 سالگی با هم دوست هستیم.
    سوال: خانم اسکندری دوست داشتید الان چند ساله بودید؟
    لاله اسکندری: دهه بیست کلا خیلی خوبه دوست داشتم به اوایل ده بیست برمی گشتم
    سوال: شما که اهل قلم و نقاشی هستید از کدام یک از نقاشان بزرگ دنیا تاثیر گرفته اید؟
    لاله اسکندری: باگوگن خیلی ارتباط برقرار می کنم و شاگال با فضای فانتزی کارهایش هم برایم خیلی جذاب است و از استاد استادان یعنی پیکاسو هم بهره بسیاری برده ام
    سوال: رنگ حاکم بر نقاشی هایتان چه رنگی است؟
    لاله اسکندری: همانطور که می بینید آبی
    سوال : خانم اسکندری لباستان هم که ابی است؟
    لاله اسکندری: بله لباس ابی نقاشی آبی و تیم هم آبی

    لاله اسکندری

     

    + نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 18:59  توسط هیچ کس  | 

    فارغ التحصيل گرافيك از دانشگاه آزاد اسلامي

    با بازي در فيلم متولد ماه مهر به سينما آمد و با فيلم شراره مطرح شد.

    با بازي در مجموعه تلويزيوني خاك سرخ استعدادهايش را به معرض نمايش گذاشت و با بازي در نقش زني كه حرف نمي زند در فيلم اين زن حرف نمي زند ، بازي قابل توجهي از خود ارائه داده است.

    فیلمها:

    • متولد ماه مهر (احمدرضا درويش، 1378)

    • شراره (سيامك شايقي، 1378)

    • مسافر ري (داود ميرباقري، 1379)

    • خاك سرخ (مجموعه تلويزيوني، ابراهيم حاتمي كيا، 80-1379)

    • اين زن حرف نمي زند (احمد اميني، 1381)

    • گرداب ( حسن هدايت ،1384 )

    • سریال رقص پرواز (۱۳۸۶)

    • فیلم راننده تاکسی(۱۳۸۶)

    • لاله اسکندری

    + نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 16:44  توسط هیچ کس  |